شبیه شیشه می مانم ... تو هم مانند بارانی
رسیدی توی آغوشم... ولی گویا نمی مانی
خودت را جای من بگذار، ببین یک شیشه حق دارد،
زنی مانند باران را... ببوسد... یا نمی دانی؟
نبودی تا ببینی باد، مرا هر روز می بویید
من او را سخت می راندم... تو من را سخت می رانی...
کمی احساس هم بد نیست... بیا یک بار مردی کن!
دل ِاین شیشه را نشکن، در این اوضاع طوفانی
بیا بانو... تو باران باش... و بر من یخ بزن تا صبح
خدا هم می وزد برما، کمی باد ِزمستانی
امید بیگدلی
نظرات شما عزیزان:
alitarjomeh 
ساعت16:40---18 بهمن 1393
بارون کدومه ازاده جان ...
این سرزمین نفرین شده رو حتی بلاهای طبیعی ازش دوری میکنن چ برسه ب نعمت ها ...
|